پرسه های شبانه زنی انتقام جو
شجاع / The Brave One
کارگردان: نیل جوردن. فیلمنامه: رادریک تیلور، بروس ای. تیلور، سینتیا مورت بر اساس داستانی از رادریک و بروس تیلور. موسیقی: داریو ماریانللی. مدیر فیلمبرداری: فیلیپ روسلو. تدوین: تونی لاوسون. بازیگران: جودی فاستر(اریکا بین)، ترنس هاوارد(کارآگاه مرسر)، نیکی کات(کارآگاه ویتاله)، نوین اندروز(دیوید کیرمانی)، مری اشتینبرگ(کارول)، انه الویا(جوسای)، ١١٩ دقیقه. محصول ٢٠٠٧ آمریکا، استرالیا، درجه:R
اریکا بین یک گوینده موفق رادیو است که در نیویورک زندگی می کند شبی به همراه نامزدش دیوید برای پیاده روی به بیرون می روند که مورد تهاجم گروهی از اوباش قرار می گیرند و به شدت مجروح می شوند. هنگامی که اریکا در بیمارستان به هوش می آید در می یابد که نامزدش را از دست داده است. او که اکنون تنهاست از نیویورک شهری که در آن زندگی می کند هراس دارد. و این ترس در رفتار و گفتارش کاملاً آشکار است. او برای حفاظت از خود اقدام به خرید اسلحه می کند اما به دلیل اینکه دریافت جواز برای حمل اسلحه به یک ماهی وقت نیاز دارد ترجیح می دهد که سلاح مورد نظر خود را به صورت غیر قانونی تهیه کند.پس از خرید اسلحه او مجبور می شود که یکبار در مترو و یک بار دیگردر سوپرمارکتی برای دفاع از خود ازآن استفاده کند. او که اکنون به قتل رساندن اوباش را تجربه کرده است از دید پلیس نیویورک تبدیل به یک مجری خود مدار و غیر قانونی عدالت می شود. پلیس با ادامه یافتن قتل ها و با کنار هم نهادن شواهد پی می برد که باید به دنبال یافتن یک زن باشد زنی که قربانیان نابکار خود را عادلانه قصاص می کند...
درباره فیلم:
حامد مقدم
ژانر جنایی همیشه گونه ای مناسب برای تماشا است .مخصوصاً تریلر هایی که یک شخصیت مرکزی را به عنوان انجام دهنده اصلی جنایت ها و شاید به گونه ای لذت بخش تر انتقام جویی ها در بر می گیرد. از این نمونه ها در تاریخ سینما بسیار داشته ایم . ضد قهرمان هایی که سرخود به خیابان ها افتاده اند و به قصاص اراذل و اوباش پرداخته اند و هریک هم برای خود دلایلی مذهبی و یا جامعه شناسانه داشته اند از معروفترین های شان هم می توان به ایلین وورنوس فیلم «هیولا»(پتی جنکینز٢٠٠٤)، جان دو فیلم «هفت»( دیوید فینچر١٩٩٥) و یا تراویس بیکل فیلم «راننده تاکسی» (مارتین اسکورسیزی١٩٧٦) اشاره کرد. البته فیلم«شجاع» تکرار سبک سرانه چنین آثاری نیست و تماشاگر آشنا با چنین تم هایی از تماشای این فیلم دلزده نخواهد شد. چرا که کارگردان بیش از آنکه بر نمایش و تشریح چگونگی انجام قتل ها اصرار ورزد تلاش می کند به اثرات قرار گرفتن در چنین موقعیت هایی و درنتیجه تاثیر روانی آن بر مرتکب شونده این امور متمرکز شود. چیزی که اثر را از شباهت به انبوه فیلم های کم اهمیت با چنین موضوعاتی دور می کند و آن را به آثار قابل تامل در حیطه این ژانر نزدیک می نماید. تلاش کارگردان برای نمایش آشفته حالی و سردرگمی شخصیتی که اگر چه هر چه به جلو می رود در انجام اعمال خود مصمم تر می شود اما به دور از فشار های روانی ناشی شده از شرایط حاکم بر محیط نیست، جالب توجه است. شخصیتی که بازیگر کهنه کار هالیوودی جودی فاستر به خوبی از ایفای نقش آن بر آمده است.
علاقه مندان سینما جودی فاستر را با فیلم محبوب «سکوت بره ها»(جاناتان دمی١٩٩١) به خاطر می آورند که در نقش کلاریس استارلینگ جوان ظاهر شده بود. پلیس جسوری که گفتگو ها و ماجرا های جذاب او با هانیبال لکتر آدم خوار هنوز خوانندگان کتاب توماس هریس و تماشا گران مشتاق فیلم جاناتان دمی را به وسوسه مرور دوباره این آثار می اندازد.البته این بازیگر توانا درکارنامه خود فیلم هایی چون «راننده تاکسی» اسکورسیزی ، «متهم»(جاناتان کاپلان١٩٨٨)، و فیلم علمی تخیلی «تماس»(رابرت زمه کیس١٩٩٧) را هم دارد. که هر کدام در جای خود نمایش دهنده توانایی های این بازیگر قدرمند آمریکایی است. جودی فاستر از پر افتخارترین بازیگران زن سینماست او تا به امروز توانسته ٤ بار نامزد جایزه آکادمی اسکار شود که ٢ بار بخاطر «سکوت بره ها» و «متهم» این جایزه را دریافت کرده است. علاوه بر این او بارها نامزد و برنده جوایزی چون گلدن گلاب و بافتا بوده است. که از آخرین آن ها می توان نامزدی گلدن گلاب سال ٢٠٠٨ برای همین فیلم«شجاع» را نام برد.
نیل جردن متولد ١٩٥٠ ایرلند است که در ابتدا داستان می نوشت. اما پس از ورود به دنیای سینما توانست با ساخت آثاری چون «همنشین گرگ ها»(١٩٨٤)،«مونا لیزا»(١٩٨٦) و«ما فرشته نیستیم»(١٩٨٩) اعتباری برای خود کسب کند که در این آخری رابرت دنیرو و شان پن را به عنوان بازیگر در اختیار داشت. اما او در سال ١٩٩٢ فیلمی به نام «بازی گریه دار» را ساخت که نامزدی بهترین کارگردانی را در مراسم اسکار آن سال برای او به همراه داشت و نیز موجب شد که به خاطر همان فیلم موفق به دریافت اسکار بهترین فیلمنامه ارژینال شود. فیلم مذکور به یک اثر پر سرو صدا خصوصاً در انگلستان تبدیل شد و سبب شد که نام این کارگردان به نامی آشنا در سینمای جهان بدل شود . او سپس فیلمی نچندان موفق به نام «مصاحبه با خون آشام» را ساخت که در آن، از دو بازیگر مطرح و جوان آن سال ها تام کروز و براد پیت استفاده کرد. اما در سال ١٩٩٦ با فیلم «مایکل کالینز» که به زندگی یک انقلابی مشهور ایرلندی به همین نام می پرداخت توانست برنده جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز شود. او در سال ١٩٩٩ فیلم خوب «پایان یک رابطه عاشقانه»را ساخت که مورد اقبال منتقدان قرار گرفت. البته جردن در سال های اخیر چند فیلم دیگر نیز کارگردانی کرده است که هر یک از آن ها گوشه ها یی از توانایی های کارگردانی او را در خود داشته اند.
تماشای فیلم «شجاع» علاقه مندان به سینمای نیل جردن ایرلندی را راضی خواهد کرد و برای آن دسته از تماشاگرانی که شیفته غرق شدن ٢ساعته در یک دنیای پر ازجرم و جنایت هستند، تجربه ای لذت بخش خواهد بود.
بعد از تحریر: این مطلب یکبار در هفته نامه مینو چاپ شده است.


