مرغانه*
حامد مقدم
چندی پیش دریکی از برنامه های سینما چهار که به پخش فیلم سینمایی «تخم مرغ» ساخته سمیح کاپلان اغلو محصول سال 2007 کشور ترکیه اختصاص داشت نکاتی دیده شد که شاید اشاره به آن ها برای روشن شدن برخی از کاستی های چنین برنامه های تخصصی سینمایی در سیما، کارگشا باشد.
البته موضوع به حضور دو میهمان برنامه بر می گردد. آقایان کامیار محسنین و ابوالفضل جلیلی که به عنوان کارشناس سینما در این برنامه حضور داشتند. مطابق رسم معمول این برنامه، که شامل دو بخش قبل نمایش و بعد نمایش فیلم است، کارشناس های مربوطه به صحبت درباره فیلم پرداختند.
در بخش آغازین، زمانی که نوبت به جلیلی رسید ایشان با لحنی که شاید برای تماشاگران این برنامه کمی عجیب بود، شروع کرد به انتقاد شدید از فیلم، فیلمی که البته هنوز در برنامه نمایش داده نشده بود. و بعد از مدتی نیش و کنایه انداختن به فیلم، رو به تماشاگران اعلام کرد که در تماشای دوباره آن، نکاتی را یافته است که شاید در ادامه بحث، به آن ها اشاره کند. آن طوری که او اشاره داشت یکی از آن موارد تاثیر گذار، زیبایی بازیگر نقش زن فیلم و نجابت سرشار در چهره او بوده است. (که البته از کات های بین صحبت او هویدا بود که بخش هایی از گفته هایش درباره زیبایی این هنر پیشه از جانب مسوولان برنامه سانسور شده بود.) البته پس از پایان صحبت های جلیلی، محسنین اشاره کرد که فیلم را خیلی دوست دارد و خیلی حرف ها برای گفتن.
پس از نمایش ، و از همان شروع نقد و تحلیل فیلم ، همان طور که انتظار می رفت، تفاوت دیدگاه و عقاید دو میهمان،آن چنان شدید بود که تماشاگر برای پی گیری بحث آن دو مشتاق تر می شد. اما چیزی که در این میان خیلی زود خود را نمایان ساخت نوعی پریشان حالی و توی حرف پریدن بود که اصلاٌ اجازه پدید آمدن محیطی مناسب برای گفتگوی منطقی و برازنده درباره اثر پخش شده را نمی داد. البته این توی حرف پریدن ها و قطع کردن صحبت های طرف مقابل، در اکثر قریب به اتفاق مواقع از جانب جلیلی روی می داد. به گونه ای که هر وقت محسنین شروع به ارائه نظرات خود درباره اثر می کرد جلیلی با دخالت و قطع کردن حرف هایش نه تنها محسنین را از ادامه صحبت باز می داشت بلکه تماشاگری که خود را برای شنیدن تحلیل های منتقد برنامه آماده کرده بود، ناکام می گذاشت.
نکته جالب ماجرا به این برمی گشت که جلیلی در اکثر اظهار نظر هایش درباره اثر، فقط به چهره زیبا و نجیب دخترک داخل فیلم اشاره می کرد. به گونه ای که این گفته اش به صورت موتیفی در طول بحث تکرار می شد و البته به صورت پتکی سنگین بر ذهن تماشاگر درمانده فرود می آمد. جالب تر اینکه او در تحلیل فیلم تنها به حس و حال و احساسات جاری وحاکم بر اثر و خودش تاکید می کرد و بی راه نبود که در ادامه گفتگو، صحبت درباره فیلم را به فراموشی بسپارد و جا به جا به فیلم های خودش ارجاع دهد و یا از خاطرات داوری هایش مثلا در افریقای جنوبی بگوید. درست مانند آفتی که این روزها به جان بسیاری از نوشته های برخی از منتقدانِ جوان (بخوانید ژورنالیست های جوان) افتاده است.نوشته هایی که به عنوان نقد فیلم به خواننده ارائه می شوند. اینکه به جای صحبت درباره متن اثر و واکاوی آن چه در فیلم به نمایش درآمده شروع کنیم به تعریف کردن خاطره و یا عرض ارادت به فلان کارگردان و فیلم محبوب مان، به گونه ای که خواننده بیچاره شک کند که در حال خواندن یک نقد سینمایی است یا یک خاطره-نوشته احساساتی درباره علایق نویسنده!
البته آقای جلیلی بحث را به وضعیت اقتصادی خود هم کشاند و مظلومیت خود و آثارش که مثلاً رنگ پرده را درایران ندیده اند، جا و بی جا با نگاه به دوربین، به تماشاگران گوش زد می کرد. به طوری که گاه این احساس به تماشاگر دست می داد که برنامه سینما4 به تریبون اختصاصی ابوالفضل جلیلی فیلمساز تبدیل شده است. البته اگر فیلمی از جلیلی موضوع برنامه بود تماشاگر می توانست گفته های او را به عنوان سخن کارگردان مد نظر قرار دهد اما مشکل اینجا بود که جلیلی در غیاب سمیح کاپلان اغلو و دربرنامه ای که به فیلم این کارگردان ترک اختصاص داشت، از همه چیز گفت جز یک نکته درست و حسابی درباره فیلم «تخم مرغ».
متاسفانه کار به اینجا ختم نشد و جلیلی که تازه گرم شده بود شروع کرد به پیشنهاد دادن به مسوولان سینمایی کشور که بر جوانان این عرصه سخت بگیرید و به هر کس اجازه فیلم ساختن ندهید و در توجیه این گفته خود، رو به تماشاگران تلویزیون می کرد و می گفت که خودش از بس بر او سخت گرفته اند به چنین جایگاهی رسیده است. اما تناقض گویی های جلیلی تمامی نداشت به طوری که با اتخاذ سیاست یکی بر نعل بکوب و یکی بر میخ، در اواخر برنامه حرف خود را تغییر داد و رو به تماشاگرسرگشته گفت که «تخم مرغ» فیلم خوبی است و توجیه بامزه اش این بود که نکند برای حمیدی مقدم بد شود و مسوولان تلویزیون از او بازخواست کنند که چرا این چنین فیلم بدی را برای نمایش در تلویزیون انتخاب کرده است. انگار جلیلی تصور کرده بود که همه تماشاگران و مسولان، مثل او کتاب نمی خوانند و فیلم تماشا نمی کنند!(جلیلی در طول این برنامه بارها بر کتاب نخواندن و فیلم ندیدن اش تاکید کرد).
با توجه به آنچه در این برنامه ، دیده و شنیده شد باید از دو گروه تشکر و به دو گروه شک کرد. تشکر از آنِ تماشاگران درمانده است که توانستند چنین برنامه ای را تا به انتها تحمل کنند و البته کامیار محسنین، که قطع شدن حرف هایش را تاب آورد و نادیده انگاشته شدن توضیحات منطقی اش را تحمل کرد و تازه تا جایی که توانست دیدگاه کارگردان اثر را برای تماشاگران، بازخوانی کرد که شاید اندکی از مظلومیت کاپلان اغلوی بیچاره بکاهد. اما آن دو گروهی که می توان به آن ها مظنون بود همانا جلیلی و سازندگان برنامه اند.چرا که واقعاً عجیب است در جایگاه منتقد بنشینی و حتی از ارائه یک تحلیل منطقی از اثر عاجز باشی و یا اینکه با دعوت از یک کارگردان، در پوشش منتقد، یک برنامه تخصصی سینمایی را به تریبون شخصی او بدل کنی!
..............................
*«مرغانه» در گویش گیلکی به معنی «تخم مرغ» است و همراه با فعل «کودَن» در معنای کنایی «دسته گل به آب دادن» به کار می رود.


