به بهانه نمایش فیلم "خانه خنجرهای پرنده" در ایام نوروز                                      

                           

                           نان و عشق و فیلم رزمی

 

یکی از امتیازاتی که یک فیلم می تواند از ان برخوردار شود اینست که تماشاگر را چنان مجذوب خود کند که حاضر باشد بارها فیلم را به تماشا بنشیند. بعضی از ژانرهای سینمایی به دلیل پرتحرک بودن به طور بالقوه دارای چنین توانایی هستند و بارها دیده ایم که تماشای چندباره فیلم هایی که در گونه هایی چون اکشن و یا رزمی قرار دارند هنوز هیجان انگیزند.( برای مثال هنوز از یاداوری صحنه های پر تحرک فیلم "ماتریکس" لذت می برم.) البته این مرور دوباره  فقط مختص به فیلم هایی که دارای صحنه های رزمی هستند نیست چراکه بسیاری از فیلم ها هستند که به دلیل تعلیق و هیجان های درونی فیلمنامه شان زمینه را برای تماشای مجدد اینگونه اثار فراهم می کنند. اما زیبایی نهفته در حرکات رزمی انگاه که وارد قلمرو هنر می گردد و به تعبیری از ان به عنوان marshal arts یاد می شود همیشه جایی برای مرور دوباره باقی می گذارد.

سینمای چین( البته اگر سینمای هنگ کنگ را جزئی از ان بدانیم) سابقه ای طولانی در ساخت چنین اثاری دارد و بی راه نیست اگر گفته باشیم که نمایش حرکات رزمی که به نوعی امیخته با سنن و ایین سرزمین چین است همیشه در این اثار نقشی مهم داشته است. اما نکته منفی که در مورد این گونه ی سینمایی شرقی همیشه مطرح شده بازاری بودن و فقدان نوعی نگرش عمیق در این اثار است.

بنابراین هرگاه در مورد این گونه ی  سینمایی صحبت به میان می اید به نوعی بی تفکری و سطحی نگری و شاید نوعی لذت جویی توخالی خود نمایی میکند و خیلی ها هم ان را ملاکی برای سطحی بودن نگرش سینمایی برخی مخاطبان در نظر می گیرند.

اما با نگاهی به برخی از اثار متاخر در این ژانر که شاید سردمدارشان فیلم تحسین شده " انگ لی" "ببر خیز گرفته اژدهای کمین کرده" باشد در می یابیم که تزریق اندیشه و افزودن بار محتوایی در کنار استفاده از تمامی عوامل ساختاری جهت رسیدن به یک زیبایی شناسی تاثیر گذار چهره ی جدیدی از ژانری را به نمایش می گذارد که علی رغم چشم داشتن به بازار جهانی گسترده تر توانایی جذب کردن تماشاگران سخت گیر تر سینمایی را هم دارد.

موفقیت تجاری و هنری فیلم "انگ لی" زمینه را برای پدید امدن اثاری چون "قهرمان" و "خانه خنجر های پرنده" فراهم کرد که هر کدام با ان ایده ال گرایی ساختاری شان و پروراندن موضوعاتی جهان شمول چون عشق مردانگی و سیاست در بافتی نرم و زیبا از حرکات باله وارخالی شده از خشونت به خاطره ای رنگین و ارامش بخش برای بسیاری از سینما دوستان تبدیل شده اند. (به شخصه نقش تنوع رنگ در این اثار را به مانند حرکات اهسته در اثار "سام پکین پا" عاملی جهت تعدیل خشونت اثر می دانم.).

پخش فیلم "خانه خنجر های پرنده" هرچند که با جرح و تعدیل های فراوان همراه بود (که تغییر در برخی از دیالوگ های فیلم را سبب شده بود) اما به دلایلی که در بالا بر شمردیم می تواند تجربه ای دوباره و لذت بخش برای بسیاری از علاقمندان هنر هفتم باشد. دست کم از نوع رزمی اش!

  

اخبار سینمایی

                           هدف گیری هالیوود برای دلارهای لاتین    

                 

            

                      Salma Hayek 

                                   سلما هايک در پنجاه و هشتمين دوره ي فستيوال کن

                            

 ترجمه: حامد مقدم

یک کمپانی بزرگ هالیوودی"سلما هایک" را برای جذب تماشاگران رو به افزایش سینمای لاتین استخدام کرده است. این بازیگر که نامزدی اسکار را هم در سابقه ی خود دارد ریاست یک کمپانی تولید کننده ی فیلم هایی با حال و هوای لاتین مستقردر مترو گلدوین مه یر با نام ونتانازول را بر عهده خواهد داشت که هدف ان تولید 2تا 4 فیلم در سال است." سلما هایک" دیروز گفت:"ما می خواهیم که این فیلم ها مورد توجه همه قرار گیرند ما همچنین امیدواریم که تماشاگران لاتین احساس غرور کنند."

کمپانی ونتانازول بودجه ای در حدود 5 تا 25 میلیون خواهد داشت و جایی برای نمایش استعداد و احساسات لاتینی خواهد بود. فیلم ها به زبان انگلیسی ساخته خواهند شد هرچند که مترو گلدوین مه یر قصد تولید فیلم هایی به زبان اسپانیایی برای پخش در امریکا راهم دارد.

لاتین زبان ها به طور میانگین 12 درصد جمعیت امریکا را تشکیل می دهند که از قضا جزو طرفداران مشتاق سینما هستند. بر اساس امار و ارقام منتشر شده توسط موسسه فیلم امریکا لاتین زبان ها حدود 8 فیلم در سال تماشا می کنند در مقایسه با سفید پوستان که 7.1وسیاهپوستان که9 فیلم در سال تماشا می کنند. مترو گلدوین مه یر معتقد است که با تولید فیلم هایی نزدیک تر به فرهنگ لاتین می تواند این امار را بالاتر هم ببرد.

"ریک سانز" یکی از مدیران کمپانی مترو دیروز به لوس انجلس تایمز گفت: " تاکنون کسی نتوانسته است به درون این بازار رخنه کند اما اگر قصد تصاحب این بازار را دارید به نظر من "سلما هایک" بهترین انتخاب است."

"سلما هایک" 40 ساله مکزیکی الاصل یکی از مطرح ترین ستارگان لاتین سینمای امریکا است. او در سال 2002 بخاطر بازی در نقش " فریدا کالو" در فیلم  زندگی نامه ای"فریدا" نامزد اسکار شد او در حال حاضر تهیه کننده اجرایی مجموعه ای در شبکه " ای بی سی "به نام "بتی زشت " است. شایان گفتن است که اخیرا سینمای مکزیک در سایه اثار "گیرمو دل تورو" "الفونسو کوارون" و " الخاندرو گونزالس ایناریتو" از یک رنسانس انتقادی و تجاری برخوردار شده است.

                                                                                          منبع: گاردین 11 اوریل 2007

                                                                                                                         

درباره ی هیئت منصفه ی فراری

 

بعضی ها پر هیجانش رو دوست دارند!

تماشای یک تریلر دادگاهی در ایام نوروز شاید زیاد جذاب نباشد اما "هیئت منصفه ی فراری" این تصور را کاملا" باطل می کند. این گونه فیلم ها بخاطر پیچیدگیهایی که در ساختار خود طلب می کنند غالبا" میل به تبدیل شدن به اثاری کند و پر مکالمه دارند و در نتیجه مخاطب باید با وسواس و حوصله فراوان برای رسیدن به نتیجه پایانی همراه با فیلم باشد. اما "هیئت منصفه ی فراری" بخاطر داشتن یک ریتم تند که حاصل تدوین حساب شده و انتخاب زوایای مناسب در فیلمبرداری است هیجان و تعلیق یک فیلم اکشن را به شما منتقل میکند.

انتخاب بازیگرانی پر قدرت برای ایفای نقش هایی که مطمئنا" عامل اصلی در ایجاد کشش در طول این ماراتن قضایی هستند نیز بسیار مناسب است. هر 4 شخصیت اصلی فیلم بازیگرانی مشهور هستند. "داستین هافمن" "جین هکمن" به عنوان دو قطب اصلی ماجرا سکانس های مربوط به صحن دادگاه را بسیار خوب اجرا می کنند هر چند که دیالوگ های چندانی بین این دو شخصیت رد و بدل نمی شود اما کار خوب کارگردان در نشان دادن واکنش این دو به یکدیگر نوعی حس همراهی را در تماشاگر ایجاد می کند.

"ریچل وایس" که تا دقایق پایانی فیلم به همراه "جان کیوزاک" جزء شخصیت های منفی فیلم به حساب می اید با یکه خوردن تماشاگر در لحظه های پایانی توانایی خود را برای ایجاد چنین حسی در مخاطب به رخ می کشد. اما موردی که در شخصیت پردازی این دو می تواند مورد سوال واقع شود اینست که این دو بخاطر داشتن چنان تجربه ی دردناکی که در فیلم شرح ان میرود باید نوعی احساس  که شخصیتی دو بعدی و یا چند بعدی رادرانها ایجاد کند به بازی خود اضافه می کردند ویا اینکه در فیلمنامه چنین چیزی مد نظر قرار می گرفت. ولی ما درفیلم شخصیت هایی را می بینیم که گویی از انها خواسته شده که چهره ای منفی به خود بگیرند که این مورد علی رغم اینکه چیزی از بازی خوب این دو کم نمی کند اما از ارزش های فیلمنامه اثر می کاهد.